Lilypie - Personal pictureLilypie Third Birthday tickers Daisypath Anniversary tickers زینب کوچولو پرنسس قصر عشق ما

زینب کوچولو پرنسس قصر عشق ما

بهترین هدیه خدا برای ما

 


نوشته شده در  یکشنبه یکم آبان 1390ساعت 3:6  توسط مهر مادری 
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

من يه عمه مهلبون دالم كه ازمون دووووله و هميشه دعاش بُشتو بناهمه...

ولي حالا محتاج دعاي همه شما دوستاي عزيزمه.آخه اوخ شده و توي بيمالستانه...

الهـــــــي عمه جونم زودتل بيگلده خونه و خندون باشه....آآآآامــــــــــــــــــــــــــين


نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1392ساعت 14:18  توسط مهر مادری  | 
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

چند روز پيش با زينب طبق معمول رفتيم خونه خاله مريم وبازم مزاحمشون شديم

زينب و دينا تا همديگرو ميبينن شروع ميكنن به  بازي و تغيير لباس و شيطوني

 

 خدا حفظتون كنه پرنسس هاي زيبــــــا  


برچسب‌ها: خونه خاله, بازي بازي كودكانه, كودكي هاي من
نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1392ساعت 13:44  توسط مهر مادری  | 
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات
دختر قشنگم  حالا كه بزرگ  و مــــــاه شدي من و بابايي تصميم گرفتيم كه شما رو ببريم كلاسهاي آموزشي.پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/

دوست داشتم كلاس روخواني قرآن بري كه نشد چون 4 سالت نشده.واسه همين توي جامعة القرآن كلاس نقاشي ثبت نامت كرديم كه محيط خوبي هم داره...

صبح با ذوق و شوق بيدار شدي و صبحانه تو مثل هر روز كامل خوردي و با ماماني رفتي سر كلاس

دختر اجتماعي مامان ، مثل هميشه با شيرين زبوني هاش دل خانم مدير و معلم نقاشي رو برد.

اينم نقاشي روز اوله كه خودت به تنهايي كشيدي.ولي تنبلي كردي بقيه شو رنگ كني...عشق مامان براي روز اول اين عاليـــــهhttp://sheklakveblag.blogfa.com/ پریسا دنیای شکلک ها

http://sheklakveblag.blogfa.com/ پریسا دنیای شکلک ها

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

انشالله هميشه قدم هاي كوچيكت به سوي هدف هاي بزرگ پيش برن دخترم   

                                                             تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  


برچسب‌ها: كلاس نقاشي, آموزش نقاشي, جامعةالقرآن, هنركده قاشي
نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1392ساعت 0:57  توسط مهر مادری  | 
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

شکلک های محدثه جون

امروز منو دخترم طبق 20 روز گذشته به خاطر كار سنگين بابايي از صبح تا هشت شب تنها بوديم . تصميم گرفتم براي تنوع و سرگرمي عروسكم يه پيشنهاد بهش بدم...

مامان: دخترم ميخواي امروز شما غذا درست كني؟دوست داري؟

پرنسس: مگه من بزرگ شدم؟ مگه ميشه برم جلوي گازززززز؟

مامان: معلومه كه بزرگ شدي ولي نه اونقدر كه بري جلوي گاز ...با بخار پز ميتوني بپزي

هورااااااا ... 

  http://sheklakveblag.blogfa.com/ پریسا دنیای شکلک ها



برچسب‌ها: غذاي زينب, بخار پز, اولين غذاي بخار پز, غذاي كودك
نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1392ساعت 0:16  توسط مهر مادری  | 
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

امروز صبح که از تهران برگشتیم دختر گلم با آقا جون ساعت ۸ صبح رفتن که نون بخرن...بعد از نیـــــــــم ساعت برگشتن و کوچولوی مامان با یه دونه نون اندازه خودش اومد خونه    با رقص و ادا و اتفار توضیح داد که آقای شاطر براش درست کرده و خوشحال بود که نون درست کردنو یاد گرفته...

حالا که میخوام نونو بذارم توی جانونی داد و فغان که:

نونمو خراب نکـُـــــــــــــــــن

بابام ندیده ه ه ه آخه(پشت هر جمله توضیحی آخه کاربرد داره)!!!

                 زينب و نان                     

زينب و نانش      زينب و نانبانو

قربونت برم نان آور خونه ي ما....

 


برچسب‌ها: نان سنگك, نانواي كوچك, رقص, آقاي شاطر
نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392ساعت 19:20  توسط مهر مادری  | 
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات
نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1392ساعت 21:18  توسط مهر مادری  | 
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

چند وقتي بود كه دورادور  هواي وبلاگو داشتم. اما نتونستم بيام تا سروسامانش بدم.نميدونستم از كجا بايد شروع كنم...شايد هم تنبلي بود ولي حالا اينجام...

امشب يه شب خيلي خوبه   شب تولد امام علي و روز باباييه...

دخترنازم...

 امروز  با هم براي بابايي كيك پختيم و اولين كيكي كه شما توش سهم بزرگي داشتي...روي چارپايه (به قول خودت پارچايه) كنارم ايستادي وآرد و شكرو ميريختي توي كاسه...اولين تخم مرغو كه خواستي بشكني كلي ذوق كردي ولي وقتي با دستاي كوچولوت سفيدشو لمس كردي خوشت نيومد و گفتي:

نــــــه نمي خوام دستم ميره توش.دوست ندارم

نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1392ساعت 2:6  توسط مهر مادری  | 
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات